چقال بقاللغتنامه دهخداچقال بقال . [ چ َق ْ قا ب َق ْ قا ] (اِ مرکب ،از اتباع ) بقال چقال . در تداول عوام ، اشاره به صاحبان حرفه های کوچک و دکانداران کم بضاعت است ، در مقام تحقیر و بی
بوقاللغتنامه دهخدابوقال . (ع اِ) (از «ب ق ل ») کوزه ٔ بی گوشه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج ، بواقیل . (اقرب الموارد).
قالفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. گفتگو؛ گفتار.۲. سروصدا و هیاهو. قالوقیل: گفتگوی مردم؛ گفتگوی درهموبرهم: ◻︎ از قالوقیل مدرسه حالی دلم گرفت / یکچند نیز خدمت معشوق و می کنم (حافظ: ۷۰۲). قا