آشکارساز ریزرأسmicro vertex detector, MVDواژههای مصوب فرهنگستانآشکارساز ردیابی ذرات باردار ازطریق تعیین رأس واپاشی ذرههای ثانوی
چپریلغتنامه دهخداچپری . [ چ َ پ َ ] (ص نسبی ) منسوب به چپر. چاپاری . رفتاری سخت بشتاب . سریع و تند . فوری .- چپری آمدن ؛ زود آمدن . بوسیله ٔ چاپار آمدن .- چپری رفتن ؛ زود رفتن
پریدیکشنری فارسی به انگلیسیamplitude, fairy, fay, fullness, hobgoblin, nymph, pixie, pixy, plenitude, plumy, repletion, satiety, spirit, sprite
پریلغتنامه دهخداپری . [ پ َ ] (اِ) موجود متوهم صاحب پر که اصلش از آتش است و بچشم نیاید وغالباً نیکوکار است بعکس دیو که بدکار باشد. فرشته ،مقابل دیو. همزاد. جان . جن . جنی . جِن