مدجنلغتنامه دهخدامدجن . [ م ُ ج ِ ] (ع ص ) مقیم گردنده در جائی . (آنندراج ). مقیم در جائی . (ناظم الاطباء). رجوع به داجن شود. || یوم مدجن ؛ روزی تاریک از میغ. (مهذب الاسماء). رو
مدونلغتنامه دهخدامدون . [ م ُ دَوْ وِ ] (ع ص ) ترتیب دهنده ٔ دیوان . (آنندراج ). دیوان پرداز. نعت فاعلی است از تدوین . رجوع به تدوین شود.
مدونلغتنامه دهخدامدون . [ م ُ ] (ع مص ) بجائی مقیم شدن . (تاج المصادر بیهقی ). پیوسته و همیشه ماندن بجای و مقیم شدن . (از منتهی الارب ). اقامت کردن در مکانی . (از اقرب الموارد).