مجدارلغتنامه دهخدامجدار. [ م ِ ] (ع اِ) چیزی که در زراعت نصب کنند تا درندگان نیایند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). آنچه در زراعت نصب کنند برای دور کردن درندگان و پرند
موج دارلغتنامه دهخداموج دار. [ م َ / م ُ ] (نف مرکب ) متموج و موج زن و دارای موج و متلاطم و مواج . (ناظم الاطباء) : در آب سخن آتشی بر بکارکه گرددنفس شعله ٔ موجدار. ظهوری (از آنندرا