چمچماللغتنامه دهخداچمچمال . [ چ َ چ َ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «نام بلوکی است حاصلخیز از توابع کرمانشاهان که در سمت شرقی این شهر واقع است . ابتدای حد شمالی این بلوک از ا
لزوم مالایلزملغتنامه دهخدالزوم مالایلزم . [ ل ُ م ِ ی َ زَ ] (ع ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) به معنی ضروری گرفتن آنچه ضروری نیست . اعنات .رجوع به اعنات و رجوع به لزوم در اصطلاح عروض شود.
شکم مالانلغتنامه دهخداشکم مالان . [ ش ِ ک َ ] (نف مرکب ، ق مرکب ) به معنی رفتن و خزیدن چون مار و غیره . (یادداشت مؤلف ) : شکم مالان به هامون بر همی رفت شده هامون به زیر او مقعر.لبیب