کندهکاریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه کندهکاری، حکاکی، قلمزنی، تراش گراوورسازی، کلیشهسازی گراوور، کلیشه، سیاهقلم منبتکاری جنس مورد کندهکاری، عاج، چوب،
کندهکاریشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه کندهکاریشده، حکاکیشده، تراشیده، کلیشه تراشدار، تراش برجسته، برآمده
جوندهکشrodenticideواژههای مصوب فرهنگستانمادهای شیمیایی که از آن برای از بین بردن جوندگان استفاده میشود
کندهکنیgrub out, grubbingواژههای مصوب فرهنگستانبیرون کشیدن یا پاکسازی زمین از کنده یا ریشه ازطریق نمایانسازی و قطع ریشه