چهرهپردازیفرهنگ مترادف و متضاد۱. نقاشی، صورتگری، صورتسازی، چهرهسازی، نگارگری ۲. طراحی، چهرهنگاری ۳. وصف، توصیف
چهرپردازلغتنامه دهخداچهرپرداز. [ چ ِ پ َ ] (نف مرکب ) چهرپردازنده . چهرآرا. رخ پرداز. روی نگار. رنگ آمیز. نقاش . (یادداشت مؤلف ).
چهره پردازلغتنامه دهخداچهره پرداز. [ چ ِ رَ / رِ پ َ ] (نف مرکب ) پردازنده ٔ چهره .چهره آرا. رخ پرداز. رخساز. مصوِّر. (غیاث اللغات ). مصور و صورتگر را گویند. رنگ آمیزنده . (برهان ). ن
چهرهپردازmake-up artistواژههای مصوب فرهنگستانهنرمندی که کار چهرهپردازی انجام دهد * در زبان فارسی واژۀ "گریمور" برای این مفهوم به کار رفته که ساخته فارسیزبانان است.