چهارمحاللغتنامه دهخداچهارمحال . [ چ َ م َ ] (اِخ ) بخشی است کوهستانی که در جنوب غربی اصفهان بین لرستان ، فارس و خوزستان واقع است و به چهار ناحیه ٔ: زار - کبار - مروه - کندان تقسیم م
چهارمحاللغتنامه دهخداچهارمحال .[ چ َ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حیات داود بخش گناوه ٔ شهرستان بوشهر. در 26هزارگزی خاور گناوه و 8 هزارگزی راه فرعی برازجان به گناوه واقع است ، 232
چهارحماللغتنامه دهخداچهارحمال . [ چ َ / چ ِ ح َم ْ ما ] (اِ مرکب ) چهار باربر. چهارحمل کننده . || چهاربسیط که کنایه از چهارعنصر باشد. (برهان ) (آنندراج ). چهارعنصر. (ناظم الاطباء).
چهارمقالهلغتنامه دهخداچهارمقاله . [چ َ / چ ِ م َ ل َ / ل ِ ] (اِ مرکب ) اربع مقالات . که مقاله چهار دارد. || (اِخ ) نام کتابی از بطلمیوس . رابوعا . || نام کتاب نظامی عروضی سمرقندی .