چهارمورانلغتنامه دهخداچهارموران . [ چ َ ] (اِخ ) از قرای کوهکیلویه ٔ فارس است . (مرآت البلدان ج 4 ص 298). ده کوچکی است از دهستان تنگ گزی بخش اردل شهرستان شهرکرد. در 60هزارگزی شمال ار
چهارملغتنامه دهخداچهارم . [ چ َ / چ ِ رُ ] (عدد ترتیبی ، ص نسبی ) عدد ترتیبی ، که در مرتبه ٔ چهار قرار گیرد: اِرباع ؛ چهارم به آب آمدن اشتر. (از تاج المصادربیهقی ). رابِع. رابِعَ
چهارموجلغتنامه دهخداچهارموج . [ چ َ / چ ِ م َ / مُو ] (اِ مرکب ) طوفان . گرداب . رجوع به چارموج شود.- چهارموج بلا ؛ بلا که از چهار جهت روی آورد. داهیه که از هر جانب روی کند. مجازاً