hidدیکشنری انگلیسی به فارسیمخفی شده، مخفی کردن، پنهان کردن، نهفتن، پنهان شدن، مخفی نگاه داشتن، پوشیدن، پوست کندن، ابشتن، خود را پنهان ساختن
چاهیلغتنامه دهخداچاهی . (اِ) چای . شای . چایی . صاحب فلاحتنامه ٔ غازانی این گیاه معروف را چاهی نام میدهد و باز میگوید بزبان ختائی «چَه » گویند.
چاهیلغتنامه دهخداچاهی . (ص نسبی ) منسوب به چاه . از چاه . || زندانی . محبوس در چاه : نه چاهی را بگه دارد نه گاهی رابه چه داردز عفوش بهره ورتر هرکه او افزون گنه دارد. فرخی .- پیغ
کاهیلغتنامه دهخداکاهی . (ص نسبی ) به رنگ کاه .رنگی بین زرد و سفید. (یادداشت مؤلف ) : مرا ز نان جو خویش رنگ کاهی به که از شراب حریفان سفله گلناری . امیدی رازی .|| از جنس کاه . |