چایدانلغتنامه دهخداچایدان . (اِ مرکب ) یا چایدون در تداول عامه . جای نگه داشتن چای خشک . ظرفی که چای خشک را در آن نگاه دارند.
ایدانلغتنامه دهخداایدان . (ع مص ) (از «ودن ») کوتاه گردانیدن چیزی . || فرزند لاغر زادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کایدانلغتنامه دهخداکایدان . (اِخ ) دهی است از بخش عقیلی شهرستان شوشتر که دارای 500 تن سکنه ، آب آن از کارون و محصول عمده اش غله و برنج است . ساکنان از طایفه ٔ بختیاری هستند. (از ف
اریقان چایدانلغتنامه دهخدااریقان چایدان . [ اَ ] (اِخ ) (ظ.از مغولی اریقون تسایدام ، به معنی شیر خالص ) موضعی از مغولستان . رجوع بجامعالتواریخ رشیدالدین فضل اﷲ چ بلوشه ج 2 ص 565 متن و 58
جایزانلغتنامه دهخداجایزان . [ ی ِ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش رامهرمز شهرستان اهواز است . این دهستان از شمال بدهستانهای سلطان آبادو ابوالفارس و از خاور به شهرستان بهبهان و از