چای پزلغتنامه دهخداچای پز. [ پ َ ] (نف مرکب ) چای پزنده . پزنده ٔ چای . چایچی . قهوه چی . چای فروش .
چای پزخانهلغتنامه دهخداچای پزخانه . [ پ َ ] (اِ مرکب ) چای خانه . قهوه خانه . محل کسب قهوه چی . جای خوردن چای .
سمعکhearing aid, HAواژههای مصوب فرهنگستانافزارهای الکترونیکی برای تقویت صدا و ارسال آن به گوش شامل صدابَر و تقویتکننده و ریزبلندگو (receiver) متـ . شنیدیار hearing instrument شنیدافزار hearing