چای تلوارلغتنامه دهخداچای تلوار. [ ت َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کله بوز بخش میانه شهرستان میانه که در 21هزارگزی جنوب باختری میانه و 12هزارگزی خط آهن میانه بمراغه و 21هزارگزی راه شو
ایتللغتنامه دهخداایتل . [ت ِ ] (اِخ ) آتِل . اِتِل . نام رودی است : این چنین عمان که صد قلزم ز آبش قطره ایست در محیط علم آصف کم ز رود ایتل است . کاتبی .مینماید زین حدیث تو خیالا
وایلغتنامه دهخداوای . (اِ) بر وزن لای ، چاهی را گویند که زینه پایه ها بر آن ساخته باشند تا به آسانی به ته رفته آب بردارند. || کلب بری است . (یادداشت مرحوم دهخدا). || (ص ) گمراه
وایلغتنامه دهخداوای . (اِ) در پهلوی vay به معنی هوا. رجوع شود به ایران در زمان ساسانیان ، کریستن سن ص 177 و حواشی آن . رجوع به اندروا شود.
سمعکhearing aid, HAواژههای مصوب فرهنگستانافزارهای الکترونیکی برای تقویت صدا و ارسال آن به گوش شامل صدابَر و تقویتکننده و ریزبلندگو (receiver) متـ . شنیدیار hearing instrument شنیدافزار hearing