چینوتلغتنامه دهخداچینوت . [ چین ْ وَ ] (اِخ ) (پُل یا پول یا پوهل ) در روایات زردشتیان پل صراط است . چینود. رجوع به چینود و رجوع به صراط شود.
کین توزندهلغتنامه دهخداکین توزنده . [ زَ دَ / دِ ] (نف مرکب ) کین توز. انتقام گیرنده . منتقم : تا بود در سینه ٔ من رسته مهر خدمتت چرخ کین توزنده کی بیند به چشم کین مرا؟ سوزنی .رجوع به