چیلرفرهنگ انتشارات معین(لِ) [ انگ . ] (اِ.) بخشی از دستگاه تهویة مطبوع که کار آن سرد کردن آب در حال گردش در دستگاه است ، سردکن . (فره ).
گیلردکلغتنامه دهخداگیلردک . [ ل َ دَ ] (اِخ ) نام یکی از دههای لاریجان است .(سفرنامه ٔ رابینو ص 114 انگلیسی و 154 بخش فارسی ).
حصارحاجیلرلغتنامه دهخداحصارحاجیلر. [ ح ِ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان برگشلو بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه .واقع در 16هزارگزی خاور ارومیه و 3500گزی جنوب شوسه ٔ گلمانخانه به ارومیه . ناح
رامبرویلرلغتنامه دهخدارامبرویلر. [ ب ِ ل ِ ](اِخ ) قصبه ای است حاکم نشین در «وژ» فرانسه واقع در اپینال و 24هزارگزی شمال شرقی مرکز اپینال که دارای 6300 تن جمعیت و کارخانه های بسیار می