گنجایش تحلیلیanalytic capacity,analytic measure, Ahlfors analytic measureواژههای مصوب فرهنگستانفرمولدار
چشاملغتنامه دهخداچشام . [ چ َ] (اِ) دانه ای باشد سیاه و لغزنده که آن را در داروهای چشم بکار برند. (برهان ). دانه ای باشد سیاه بمقدار عدسی که آنرا چون بپزند و نیک صلایه کرده در چ
شاملغتنامه دهخداشام . (اِ) شبانگاه . بتازیش مغرب خوانند. (شرفنامه ٔ منیری ). آخر روز. (بهار عجم ). اول شب که تاریک است . (فرهنگ نظام ). شبانگاه یعنی وقت مغرب . (مؤید الفضلاء).
شامکلغتنامه دهخداشامک . [ م َ ](اِ مصغر) جلیتقه و کرته ای که تا کمر را بپوشاند. (ناظم الاطباء بنقل از اشتنگاس ). رجوع به شاماک شود.