24 مدخل
فضله (موش و کفتر و...)
barbarism
لغتشناس، لفظپرداز، واژهشناس ≠ نحوی
literal, verbal
لغوگوی . [ ل َغ ْوْ ] (نف مرکب ) بیهوده گوی . نافرجام گوی .
لغویة. [ ل َ وی ی َ ] (ع ص نسبی ، اِ) سخن بیهوده . ج ، لغویات .