چچولفرهنگ انتشارات معین(چُ) (اِ.) 1 - قطعة کوچک گوشت میان فرج زن ، چچوله ، خروسه . 2 - آلت تناسلی پسر خردسال .
چچولفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. تکۀ کوچک گوشت در قسمت فوقانی فرج زنان که در ختنه بریده میشود و اهل تسنن بریدن آن را سنت میدانند؛ خروسه؛ کلیتوریس.۲. آلت تناسلی پسر خردسال.
کللغتنامه دهخداکل . [ک ُ ] (ع اِ) مخفف کُل ّ بهمان معنی است : طبع هر جزوی که هست آخر سوی کل مایل است . کاتبی .دین ودل را کل بدو بسپرد خلق پیش امر و نهی او میمرد خلق .مولوی .