وسیلهـ کیلومتر سفرvehicle kilometers of travel, VKTواژههای مصوب فرهنگستان1. در حملونقل جادهای، کل مسافت طیشده توسط تمامی وسایل نقلیه در یک محدوده و در یک بازۀ زمانی مشخص 2. در حملونقل عمومی، وسیلهـکیلومتری که در یک مسیر یا خط یا
چورنلغتنامه دهخداچورن . (اِخ ) دهی است از دهستان کجور از آبادیهای مازندران و استرآباد. (مازندران و استرآباد تألیف رابینو ص 148).
چورنلغتنامه دهخداچورن . [ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوهپر بخش مرکزی شهرستان نوشهر. دارای 555 تن سکنه . آب آن از چشمه . محصولاتش غلات و ارزن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج
چورنواژهنامه آزاددر ابتدا چوزن بود،بعد به چورن تغییر یافت.چوزن به معنی چوب زن ،کسی که با چوب از خود دفاع میکند نام یک چشمه در روستای کندر است.
رنجفرهنگ مترادف و متضادآزار، اضطراب، الم، اندوه، بلا، تعب، داء، درد، دشواری، زجر، زحمت، سختی، عذاب، غم، کد، گرفتاری، محنت، مرارت، مشقت، مصیبت، ملال، نکبت
رنجدیکشنری فارسی به انگلیسیaffliction, discomfort, distress, misery, pain, pathy _, rack, suffering, torment, torture, travail, tribulation