ybواژهنامه آزادیاتابایت، معادل یک هزار زتابایت (هزار به توان هشت)، در علوم کامپیوتر این عدد برابر با 1024 به توان 8 است.
غذلغتنامه دهخداغذ. [ غ َذذ ] (ع مص ) روان گردیدن ریم از جرح . (منتهی الارب ): غَذَّ الجرح ُ غَذّاً؛ سال بما فیه من قیح و صدید، تقول : ترکت جرحه یغذ. (اقرب الموارد). || آماسیدن
غذولغتنامه دهخداغذو. [ غ َذْوْ ] (ع مص ) خورش دادن : غذاه غذواً.(منتهی الارب ) (آنندراج ). غذاه بالغذاء؛ اعطاه ایاه ،یقال : «غذی بلبان الکرم ، و النار تغذی بالحطب ». (اقرب المو
غذوانلغتنامه دهخداغذوان . [ غ َ ذَ ] (اِخ ) نام آبی واقع در بین بصره و مدینه است . (منتهی الارب ) (معجم البلدان ).
غذوانلغتنامه دهخداغذوان . [ غ َ ذَ ] (ع ص ) اسب شادمان شتاب رو. (منتهی الارب ) (آنندراج ). شتابنده ، امرؤ القیس گوید:«کتیس ظباء الحلب الغذوان ». (معجم البلدان ). || مرد درشت و ز
غذوانةلغتنامه دهخداغذوانة. [ غ َ ذَ ن َ ] (ع ص ) مؤنث غذوان . (منتهی الارب ).قال الفراء: امراءة غذوانة؛ فاحشة. (تاج العروس ). مراد از فاحشه در اینجا بدزبان است . زن زبان دراز و ن