Juan Carlos Victor Maria de Borbon y Borbonدیکشنری انگلیسی به فارسیخوان کارلوس ویکتوریا ماریا د بوربن بور بور
جغجغلغتنامه دهخداجغجغ. [ ج ِ ج ِ ] (اِ صوت ) صدای همهمه و وراجی . صدای حرف زدن درهم و برهم و ناشمرده . (فرهنگ رازی ص 40) : زاهد ز حسد جغجغ باطل کند آغازعاشق ز سر سوز چو زد نعره
غوغلغتنامه دهخداغوغ . [ غ ُ ] (اِخ ) تلفظ ترکی گوگ که همان جوج پادشاه سرزمین مأجوج است . رجوع به گوگ ، یأجوج و مأجوج و قاموس الاعلام ترکی شود.
غوغولغتنامه دهخداغوغو. (اِ) کبوتر. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || فاخته . (ناظم الاطباء). || تمام . انتها .در آذربایجان ققا به کسر اول و تشدید دوم به کسی گویند که در بازی نوبت وی
پادیکریختیanti-isomorphismواژههای مصوب فرهنگستانتناظری یکبهیک بین دو حلقه یا هیأت یا میدان، بهطوریکه اگـر 'x متناظر x و 'y متناظر y باشد، 'x'+y متناظر x+y شود، ولی 'x'y با yx در تناظر باشد
رستۀ جمعیadditive categoryواژههای مصوب فرهنگستانرستهای با شیء صفر (null object) که به ازای هر دو شیء X و Yریختارهای (X,Y)Hom تشکیل یک گروه جمعی دهند و ترکیب ریختارها از هر دو سو پخشی یا توزیعی باشند و حاصل
تابع جمعیadditive functionواژههای مصوب فرهنگستانتابعی که عمل جمع را حفظ کند، یعنی همواره (y)f(x+y) = f(x)+f