اتلاف انتقال شبکهایvia net loss, VNLواژههای مصوب فرهنگستانمؤلفهای که در طراحی شبکههای انتقال با پیشبینی و تخصیص اتلاف در بخشهای مختلف شبکه لحاظ میشود
دودوَکنگاری تصویریvideonystagmography, VNGواژههای مصوب فرهنگستانآزمون بررسی عملکرد دهلیز گوش درونی که در آن حرکات کاراندامشناختی چشم در خلال تحریک دستگاه دهلیزی با استفاده از دوربینهای فروسرخ مشاهده و ثبت میشود
سرعت جولانmaneuvering speed, VNOواژههای مصوب فرهنگستان[حملونقل دریایی] سرعتی که شناور با آن جولان میدهد [حملونقل هوایی] سرعتی که در آن با وجود باز شدن تمام سطوح فرمان هیچگونه آسیبی به بدنۀ هواگَرد وارد نشود
تکراریهای پیاپی شمارمتغیرvariable number of tandem repeat, VNTRواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از تکراریهای پیاپی کوتاه که تعداد آنها در ژنگان انسانهای مختلف متفاوت است
جردلغتنامه دهخداجرد. [ ج َ ] (ع ص ، اِ) جامه ٔ کهنه ٔ سوده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). جامه ٔ کهنه ٔ ساییده شده یا جامه ٔ نیمه کهنه یا نیمدار. ج ،جُرود. (متن ال
جردلغتنامه دهخداجرد. [ ج َ رَ ] (اِخ ) نام کوهی است در دیار بنی سلیم . (از معجم البلدان ) (مراصد الاطلاع ) : یا عمرو لوکنت ازقی الهضب من بردی اوالعلی من ذری نعمان اوجردا.نعمان
جردلغتنامه دهخداجرد. [ ج َ رَ ] (ص ) زخم دار. (برهان ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ). مجروح . (یادداشت مؤلف ) : وحشی و سست و بدلگام و چموش جرد و کند و لنگ و نا
جردلغتنامه دهخداجرد. [ ج َ رَ ] (ع اِ) صحرای بی نبات . (منتهی الارب ). زمین بی نبات . (دهار). صحرای بی گیاه . (ناظم الاطباء). فضایی از زمین که در او گیاه نباشد. (از متن اللغة)
جردلغتنامه دهخداجرد. [ ج َ رِ ] (ع ص ) جای بی نبات . (از اقرب الموارد). مکان جرد؛ جای بی نبات . (منتهی الارب ). جای بی گیاه . (ناظم الاطباء).
گردلغتنامه دهخداگرد. [ گ ِ ] (اِ) دور و حوالی . اطراف . (از برهان ). گرد و فراهم ودور چیزی . (آنندراج ). پیرامون . پیرامن : زنی پلشت و تلاتوف و اهرمن کردارنگر نگردی از گرد او ک
وردلغتنامه دهخداورد. [ وُ ] (ع اِ) وِراد. اوراد. ج ِ وَرد به معنی اسب گلگون . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به ورد شود.
وردلغتنامه دهخداورد. [ وَ ] (پسوند) مزید مؤخر امکنه : سنگ ورد، زندورد، دیرالزندورد، بیورد، سهرورد،باماورد، اجورد، خرماورد. (یادداشت مرحوم دهخدا).
بنفشگویش خلخالاَسکِستانی: vanafš دِروی: vanafš شالی: mišmi کَجَلی: banafš کَرنَقی: banowš کَرینی: vanafš کُلوری: vanafš گیلَوانی: kau/ vnafš لِردی: kâo