جرمدانقلغتنامه دهخداجرمدانق . [ ] (اِ) کرم دانه است که آن را جرمائق نیز گویند. (از فهرست مخزن الادویه ) کرم دانه است و جردمانق و کردمانه نیز گویند. (از اختیارات بدیعی ). کرم دانه ،
چرمدانلغتنامه دهخداچرمدان . [ چ َ رَ ] (اِ) دولمیان چرمی را گویند، یعنی کیسه ای که از پوست دوزند. (برهان ). کیسه ای باشد که از پوست سازند و آنرا دولمیان نیز گویند. (جهانگیری ). کی
رمدان خیللغتنامه دهخدارمدان خیل . [ رَ م َ خ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان هزارجریب بخش چهاردانگه ٔ شهرستان ساری در 39هزارگزی شمال شرقی کیاسر. منطقه ای کوهستانی و جنگلی است و آب و هوا
رمدانلغتنامه دهخدارمدان . [ رَ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان یخکش بخش بهشهر شهرستان ساری واقع در 30هزارگزی جنوب شرقی بهشهر. ناحیه ای است کوهستانی و جنگلی با آب و هوای معتدل و مر
رمدانلغتنامه دهخدارمدان .[ ] (اِخ ) از فرزندان یعقوب پیغامبر بنی اسرائیل است : یعقوب را... فرزندان بودند، یوسف و ابن یامین از اراحیل زادند... و دارم و رمدان از کنیزکی . (مجمل الت
چرمدانفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. کیسۀ چرمی؛ کیسۀ پوستی؛ چنته.۲. کیسهای که در آن پول میریختند و به کمر میبستند؛ همیان.