رژیم بسیار کمکالریvery low calorie diet, VLCDواژههای مصوب فرهنگستانرژیمی که حداکثر هشتصد کالری در روز داشته باشد
نفتکش غولپیکرvery large crude carrier, VLCCواژههای مصوب فرهنگستاننفتبَر بزرگی که ظرفیت آن از 160 تا 320 هزار تن است متـ . نفتبَر غولپیکر
اسید چرب بسیاربلندزنجیرvery long-chain fatty acid, VLCFAواژههای مصوب فرهنگستاناسید چربی با دنبالۀ کربنی به طول 24 تا 28 کربن
جرموزلغتنامه دهخداجرموز. [ ] (اِخ ) هیجمی از اصحاب است . پسر وی و دیگران از او روایت دارند. (از قاموس الاعلام ترکی ).
جرموزلغتنامه دهخداجرموز. [ ج َ ] (اِخ ) بنو جرموز. نام بطنی است که ایشان را جرامیز گویند. (آنندراج ). نام بطنی از تازیان . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد):قل للمه
جرموزلغتنامه دهخداجرموز. [ ج ُ ] (اِخ ) پدر عمرو است . و همین عمرو قاتل زبیربن عوام تمیمی است . (از منتهی الارب ) (از لباب الانساب ).
جرموزلغتنامه دهخداجرموز. [ ج ُ ] (ع اِ) حوضچه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). حوض خرد. (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ) (از آنندراج ) حوضی . که در بیابان نباشد یا باغی که دیوارهای بلن
رموزلغتنامه دهخدارموز. [ رُ ] (ع اِ) ج ِ رمز. (اقرب الموارد). رمزها. رجوع به رمز شود : این سخن از اشارات و رموز متقدمان است . (کلیله و دمنه ). و شرایط سخن آرایی در تضمین امثال .
ارتباطات نورمرئیvisible light communications, light fidelity, LI-FIواژههای مصوب فرهنگستانسامانة ارتباطات بیسیم که اطلاعات را از طریق مدولهسازی با نور مرئی برای چشم انسان انتقال میدهد اختـ . ارنوم VLC
راهآبگویش خلخالاَسکِستانی: gəvl دِروی: âva râ/ gәvl شالی: âva râ کَجَلی: owa râh کَرنَقی: âva râ کَرینی: âva râ کُلوری: âva râ گیلَوانی: gəvl لِردی: ova râ
پادتن حبهایdomain antibody, dAbواژههای مصوب فرهنگستانتکهای از پادتن به طول حدوداً 110 آمینواسیدی که دستکاری شده تا بتواند فقط شامل اولین حلقۀ پپتیدی حبۀ زنجیرۀ سنگین (ناحیۀ VH) و نیز زنجیرۀ سبک (ناحیۀ VL) باشد،