وسیلهـ کیلومتر سفرvehicle kilometers of travel, VKTواژههای مصوب فرهنگستان1. در حملونقل جادهای، کل مسافت طیشده توسط تمامی وسایل نقلیه در یک محدوده و در یک بازۀ زمانی مشخص 2. در حملونقل عمومی، وسیلهـکیلومتری که در یک مسیر یا خط یا
جرنلغتنامه دهخداجرن . [ ج َ رَ ] (ع اِ) زمین درشت و سخت . (منتهی الارب ) (از ذیل اقرب الموارد) (آنندراج ). زمین درشت و آن کلمه تبدیل شده ٔ «جرل » است . (از متن اللغة). و رجوع ب
جرنلغتنامه دهخداجرن . [ ج ِ ] (ع اِ) لغتی در جرم به معنی جسم است . (از متن اللغة) (از ذیل اقرب الموارد). یقال : «القی اجرانه و شراسره اذا برک اوالقی ثقله ». (از متن اللغة). و ر
جرنلغتنامه دهخداجرن . [ ج ُ رُ ] (ع اِ) ج ِ جران ؛ پیش گردن شتر از مذبح تا منحر. (منتهی الارب ). باطن گردن شتر از مذبح تا منحر. (از متن اللغة).
جرنلغتنامه دهخداجرن .[ ج ُ ] (ع اِ) خرمنگاه . (منتهی الارب ). خرمنگاه گندم که در آن گندم درو میشود. (از متن اللغة). یا اینکه بیدر خرمنگاه گندم و جرن خرمنگاه خرماست . (از متن ال
رنجفرهنگ مترادف و متضادآزار، اضطراب، الم، اندوه، بلا، تعب، داء، درد، دشواری، زجر، زحمت، سختی، عذاب، غم، کد، گرفتاری، محنت، مرارت، مشقت، مصیبت، ملال، نکبت
رنجدیکشنری فارسی به انگلیسیaffliction, discomfort, distress, misery, pain, pathy _, rack, suffering, torment, torture, travail, tribulation