جراجرلغتنامه دهخداجراجر. [ ج َ ج ِ ] (ع ص ، اِ) شتران نجیب بزرگ هیکل . (منتهی الارب ). ستبر از شتران است . (شرح قاموس ) (از اقرب الموارد). و منه : «یهب الجلةالجراجر». (از اقرب ال
جراجرلغتنامه دهخداجراجر. [ ج ُ ج ِ ] (ع ص ، اِ) شتر بسیار بلندآواز. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سخت و درشت آوازکننده از شتران . (شرح قاموس ). || شتر بسیار آب خوار. (منتهی الار
پادتن حبهایdomain antibody, dAbواژههای مصوب فرهنگستانتکهای از پادتن به طول حدوداً 110 آمینواسیدی که دستکاری شده تا بتواند فقط شامل اولین حلقۀ پپتیدی حبۀ زنجیرۀ سنگین (ناحیۀ VH) و نیز زنجیرۀ سبک (ناحیۀ VL) باشد،