جرینلغتنامه دهخداجرین . [ ] (اِخ ) قریه ای است از قرای بزینه رود زنجان قدیم النسق ملکی خرده مالک از طایفه ٔ اینانلوهوایش ییلاق و زراعت آن دیمی و آبی است و از رودخانه مشروب میشود
جرینلغتنامه دهخداجرین . [ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خدابنده لو از بخش قیدار از شهرستان زنجان . این ده در 27هزارگزی جنوب خاوری قیدار و 20هزارگزی راه مالرو عمومی قرار دارد. م
جرینلغتنامه دهخداجرین . [ ج َ ] (ع اِ) آرد و مانند آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). جُرن . (اقرب الموارد). رجوع به جرن شود. || خرم
جرینلغتنامه دهخداجرین . [ ج ُ رَ ] (اِخ ) نام موضعی است میان سواج و نیر در لعباء از اراضی نجد. (از معجم البلدان ).
کرینلغتنامه دهخداکرین . [ ک ِ / ک ُ ] (ع اِ) ج ِ کرة به معنی گوی . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).
کرینلغتنامه دهخداکرین . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شاهرود بخش شاهرود شهرستان هروآباد. کوهستانی است و 653 تن سکنه دارد. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی جاجیم بافی است . (از فر