وافشار هفتیv-shaped depressionواژههای مصوب فرهنگستانکمفشار یا ناوهای بر روی نقشۀ سطح زمین که خطوط همفشار آن هفتیشکل است و معمولاً رأس هفت رو به استوا است
جرجیلغتنامه دهخداجرجی . [ ج ُ ] (اِخ ) الاب ، جنن البوسی . او راست : مغالط الکتاب و مناهج الصواب . (از معجم المطبوعات ).
جرجیلغتنامه دهخداجرجی . [ ج ُ ] (اِخ ) بک صفا. وی رئیس محکمه ٔ استیناف بود و سپس وکالت دادگستری کرد. نسخه های خطی کمیاب عربی را برای خزانه ٔ تیموریه خریدو جمع آوری کرد. و کتاب ب
جرجیلغتنامه دهخداجرجی . [ ج ُ ] (اِخ ) محمدبن عبدالرحمان بن محمدبن خالدبن سعیدبن جرجه مکنی به ابوعمر و ملقب بقنبل . وی درمکه می زیست و از محدثان بود و معروف شدن به جرجی ازجهت ان
جرجیلغتنامه دهخداجرجی . [ ج ُ ] (ص نسبی ) منسوب است بجرجه که جد محمدبن عبدالرحمان بن محمدبن خالدبن سعیدبن جرجه بود. (از لباب الانساب ).
جرجیلغتنامه دهخداجرجی . [ ج ُ] (اِخ ) افندی اسعد. وی در اصل دمشقی و ساکن مصر بوده . او راست : نخبة الانشاء فی الرسائل الحسناء. (از معجم المطبوعات ). صاحب معجم المؤلفین این شخص
رویلغتنامه دهخداروی . (اِ) فلزی از مس به قلع آمیخته که به تازی صفر و شبه خوانند چه در رنگ شبیه به طلا است . (از انجمن آرا) (از آنندراج ). فلزی است به رنگ خاکستری متمایل به آبی
رویلغتنامه دهخداروی . (ن مف مرخم / نف مرخم ) مخفف روییده و روینده . (یادداشت مؤلف ).روییده . (از آنندراج ). و اغلب به صورت ترکیب آید.- خودروی ؛ خودرو. که خودش روییده باشد. که
دی . وی . دی .فرهنگ انتشارات معین[ انگ D.V.D . ] (اِ.) نوعی دیسک فشرده که با سیستم دیجیتال قابل ضبط و پخش است و تصاویر را با دقت بیشتری نشان می دهد.
وی .سی .دیفرهنگ انتشارات معین[ انگ . ]V.C.D (اِ.) 1 - نوعی دیسک فشرده که تصویر و صدا بر روی آن قابل ضبط و پخش است ، ویدیو سی دی .
ساییدنگویش خلخالاَسکِستانی: pesu.e دِروی: su.en شالی: su.an کَجَلی: su(v).an کَرنَقی: disiyan کَرینی: suan کُلوری: suan گیلَوانی: sundi لِردی: âxarəsan
بسته شدنگویش خلخالاَسکِستانی: da.vast.e دِروی: da.v.end.is.en شالی: da.vand.isan کَجَلی: b.and.ist.an کَرنَقی: dəvassa b.an کَرینی: arabiy.an کُلوری: davandis.an گیلَوانی: davand