جسریلغتنامه دهخداجسری . [ ج َ ] (ص نسبی ) نسبت است به جسر که بطنی است از عنزة. (از لباب الانساب ). گروهی از رجال حدیث منسوب بدانجا هستند. رجوع به لباب الانساب شود.
سریفرهنگ مترادف و متضاد۱. پوشیده، رازآلود، محرمانه، مخفی، رمزی، اسرارآمیز، رمزآلود، رازآگین، رمزآگین، مرموز، پنهانی، مخفیانه، نهانی ≠ علنی ۲. اسناد طبقهبندی شده
سریفرهنگ مترادف و متضاد۱. سلسله، رشته ۲. ردیف، قطار، رج ۳. دسته، گروه ۴. طبقه، مجموعه ۵. دوره ۶. پیاپی، متوالی ۷. ردیفی، غیرمتوازی
سریدیکشنری فارسی به انگلیسیarcane, backstairs, battery, cephalic, confidential, cryptic, dark, edition, family, inmost, issue, occult, range, rank, secret, series, streak, succession, sui