جسعلغتنامه دهخداجسع. [ ج َ ] (ع مص ) قی کردن . || برآوردن شتر نشخوار را از شکم به دهان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
وسعفرهنگ مترادف و متضاد۱. استطاعت، تمول، دارایی، نوانگری ۲. تاب، توان، توانایی، طاقت، قوت، نا ۳. اقتدار، قدرت ۴. گنجایش
کسعلغتنامه دهخداکسع. [ ک َ ] (ع مص ) به دست و یا به پیش پای زدن بر دبر کسی . || راندن کسی را. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). || به درون پایها بردن ماده
کسعلغتنامه دهخداکسع. [ ک َ س َ ] (ع اِ) سپیدی گردا گرد ثُنّه ٔ اسب یعنی مویهای آونگان بر بالای پیوندگاه سم دست یا پای . (ناظم الاطباء). سپیدی اطراف ثنه در دست و پای اسب . (از ا