جستانهtrampolineواژههای مصوب فرهنگستانوسیلهای دارای صفحهای پارچهای و محکم که در ارتفاع تقریباً 1 متری با تعدادی فنر به چهارچوب فلزی پایهداری با قطر تقریبی 5 متر متصل است و جستورز با پرش بر روی
کستانهلغتنامه دهخداکستانه . [ ک َ ن َ / ن ِ ] (اِ) کستنه . ظاهراً از کلمه ٔ لاتینی کستانه مأخوذ است . شاه بلوط. (یادداشت مؤلف ).
کستانهلغتنامه دهخداکستانه . [ ک ُ ن َ ] (اِخ ) قریه ای است بین ری و ساوه و قسطانی بدانجا منسوب است . (از معجم البلدان ).
ستانهلغتنامه دهخداستانه . [ س َ ن َ / ن ِ ] (اِ) مخفف آستانه است . (آنندراج ). بمعنی آستانه است که جای کفش کندن باشد. (برهان ). اسفل در و آن را آستانه گویند. (شرفنامه ٔ منیری ).