جحاظلغتنامه دهخداجحاظ. [ ج ِ ] (ع اِ) چشم خانه . || کناره ٔ حشفه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد).
وحاظةلغتنامه دهخداوحاظة. [ وُ ظَ ] (اِخ ) زمینی یا شهری است در یمن که روستای وحاظة منسوب است بدان و آن را احاظة نیز گویند. (منتهی الارب ) (معجم البلدان ). || نام قبیله ای است از