جنگندگیلغتنامه دهخداجنگندگی . [ ج َ گ َ دَ / دِ ] (حامص ) حاصل مصدر است از جنگنده . عمل و شغل جنگنده .
گنجندگیلغتنامه دهخداگنجندگی . [ گ ُ ج َ دَ / دِ ] (حامص ) شایستگی گنجیدن داشتن . قابل گنجیدن بودن . رجوع به گنجیدن شود.
چندگونگیpolytypismواژههای مصوب فرهنگستاننوعی خاص از چندریختی که در آن دو یا تعدادی چندریخت فقط ازنظر روی هم قرار گرفتن ورقهها یا لایههای دوبعدی همسان با هم تفاوت داشته باشند
شاخص چندگونگیdiversity index 2واژههای مصوب فرهنگستانمعیاری برای پراکندگی کیفی جامعهای از عناصر که به چندین رستة مختلف کیفی تعلق دارند