جهمیةلغتنامه دهخداجهمیة. [ ج َ می ی َ ] (اِخ ) یکی از شش فرقه ٔ مجبره . (بیان الادیان ). فرقه ایست منسوب به جهم بن صفوان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). جهمیة، پیروان جهم بن صفو
وهمیةلغتنامه دهخداوهمیة. [ وَ می ی َ ] (ع ص نسبی ) مؤنث وهمی . ج ، وهمیات .- قوه ٔ وهمیه ؛ قوه ٔ واهمه . رجوع به واهمه شود.
جهمیلغتنامه دهخداجهمی . [ ج َ ] (اِخ ) احمدبن محمدبن حمیدبن سلیمان بن عبداﷲبن ابی جهم ، مکنی به ابوعبداﷲ. شاعر و ادیب و راویه و نسابه بوده است . او راست : 1 - انساب قریش و اخبار
وهمیلغتنامه دهخداوهمی . [ وَ می ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به وهم . (اقرب الموارد). خیالی . || بر جزئی که با وهم درک میشود اطلاق میگردد. (کشاف اصطلاحات الفنون ). || گاهی اطلاق میشود