جهانشاهلغتنامه دهخداجهانشاه . [ ج َ ] (اِخ ) مظفرالدین (839-872 هَ . ق .). سومین پادشاه قره قویونلو است و پس از شاهرخ (850 هَ . ق .)از اطاعت تیموریان سرپیچی کرد و بعراق عجم حمله بر
جهانشاهلغتنامه دهخداجهانشاه . [ ج َ ] (اِخ ) آق قویونلو. یکی از امرای قره قویونلو که بسال 841 هَ . ق ./ 1437م . بحکومت رسید. رجوع به ترجمه ٔ طبقات سلاطین اسلام لین پول ص 226 شود.
جهانشاه کهریزلغتنامه دهخداجهانشاه کهریز. [ ج َ ک َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان بزینه رود بخش قیدار. کوهستانی و معتدل است . دارای 114 تن سکنه . آب آن از چشمه و محصول آن غلات ، انگور، میوه
جهانشاه قاجارلغتنامه دهخداجهانشاه قاجار. [ ج َ هَِ ] (اِخ ) پسر فتحعلیشاه . از شاعران است . وی در اشعار خود به جهان تخلص میکرد. او راست : نوید وصل بمن میدهی ولی ترسم کشد بوعده ٔ وصل تو ا
جهانشاهیلغتنامه دهخداجهانشاهی . [ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان یک مهد بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز. سکنه ٔ آن 340 تن . آب آن از لوله ٔ شرکت نفت و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و
بنه جهانشاهلغتنامه دهخدابنه جهانشاه . [ ب ُ ن َ ج َ ] (اِخ ) دهی از دهستان قیلاب بخش اندیمشک است که در شهرستان دزفول واقع شده است و دارای 100 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج