اغلغتنامه دهخدااغ . [ اُ ] (اِ صوت ) صدائی که در حین استفراغ از گلو برآید. (فرهنگ نظام ): صدای اغ بچه را شنیدم ، دویدم بیرون شانه هایش را گرفتم مبادابر زمین افتد. (فرهنگ نظام
چاغلغتنامه دهخداچاغ . (ترکی ، اِ) چاق . وقت و هنگام . (ناظم الاطباء) : در چاغ هولاکوخان و اباقاخان وجه آش اوردوها و خوانین بر شیوه و عادت مغول بود. (تاریخ غازانی ذیل ص 329). ||
کاغفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. صدای کلاغ.۲. (اسم مصدر) آواز؛ ناله؛ فریاد.۳. (اسم مصدر) نشخوار.= کاغکاغ: [قدیمی] بانگ کلاغ: ◻︎ ای گرفته کاغکاغ از خشم ما همچون کلاغ / کوه و بیشه جای کرده چ