اُفت دقت مسطحاتی ـ زمانیhorizontal position and time dilution of precision, HTDOPواژههای مصوب فرهنگستانمعیاری آماری برای بیان میزان کاهش دقت موقعیت مسطحاتی و دوراُفتی ساعت در سامانة موقعیتیابی جهانی
جافیلغتنامه دهخداجافی . (ع ص ) خشن و تندخوی . جافی الخلیقه ؛ غلیظ و درشت نهاد. (اقرب الموارد). || جفا کننده . ستمگر. ظالم . جفاکار : از این زمانه ٔ جافی و گردش شب و روزشگرف گشت
وافیفرهنگ مترادف و متضاد۱. بس، بسنده، فراوان، کافی، مستوفا، مشبع، مکفی ۲. باکفایت، سزاوار، لایق ۳. باوفا
کافیدیکشنری فارسی به انگلیسیadequate, all right, ample, due, comfortable, competent, enough, satisfactory, sufficient, working
افیلغتنامه دهخداافی . [ اَ فا ] (ع اِ) گله ٔ گوسفندان . اَفاة یکی آن . (منتهی الارب )(از آنندراج ). || ابری که بعد باریدن منتشر گردد. (آنندراج ). ابری که ببارد و برود. (منتهی ا