رانَکsegway, segway PT, segway HTواژههای مصوب فرهنگستانوسیلۀ نقلیۀ فردی که دارای دو چرخ، یک اهرم و یک سامانۀ حفظ تعادل است و با نیروی الکتریسیته حرکت میکند
سیم شمعspark plug wire, ignition cable, spark plug lead, ignition lead, plug lead, high-tension ignition cable, spark plug HT cableواژههای مصوب فرهنگستانسیمی که جریان پرفشار برق را از تقسیمگر به سرشمعها میرساند
جاف جاففرهنگ فارسی عمید / قربانزادهزنی که به یک شوهر قناعت نکند و آرام نگیرد؛ زن بدکار؛ قحبه؛ فاحشه: ◻︎ ز دانا شنیدم که پیمانشکن / زن جافجاف است آسانفکن (ابوشکور: شاعران بیدیوان: ۱۰۵)، ◻︎ جاف
جاف جافلغتنامه دهخداجاف جاف . (ص مرکب ) جاف . زن بدکاره . (شرفنامه ٔ منیری ). زن فاحشه و قحبه را گویند. (برهان ). زنی را گویند که بیک شوی آرام نگیرد و هر روز شوی نو کند. (آنندراج )
افوافلغتنامه دهخداافواف . [ اَف ْ ] (ع اِ) برد افواف ؛ جامه ای تنک است . ج ِ فوف . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).
اف اففرهنگ انتشارات معین(اِ. اِ) (اِ.) نام تجارتی وسیله ای برقی برای باز کردن در ساختمان ، در بازکن . (فره ).
اف ای تی افواژهنامه آزادFATF؛ نهادی بین المللی که مسئولیت تنظیم استانداردها و شیوه های مبارزه با پولشویی را بر عهده دارد و کشورهای مختلف جهان بر اساس ارزیابی های آن رده بندی می شوند .
جافلغتنامه دهخداجاف . (اِ) زنی را گویند که بر یک شوهر آرام نگیرد و هر روز شوهری خواهد. (برهان ). || زن بدکاره . (شرفنامه ٔ منیری ). زن قحبه و سلیطه باشد.