جامتونتنلغتنامه دهخداجامتونتن . [ ت َ ] (هزوارش ، مص ) به لغت زند و پازند بمعنی رسیدن باشد. (برهان ). این کلمه مصحف جامنونتن باشد و هزوارش و بمعنی رسیدن است . (حاشیه ٔ برهان چ معین
امتلغتنامه دهخداامت . [ اَ ] (ع مص ) اندازه کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). اندازه گرفتن . تقدیر. (از اقرب الموارد) (از لسان العرب ). || قصد کر
گامتلغتنامه دهخداگامت . [ م ِ ] (فرانسوی ، اِ) نام هر یک از سلولهای جنسی در گیاهان و جانوران ، تولید مثل و بقای نسل بوسیله ٔ دو سلول مولد نر و ماده به نام گامت صورت میگیرد و معم