ژن خانهدارhousekeeping gene, HK, reference geneواژههای مصوب فرهنگستانهر ژنی که بهصورت سازنده در یاختۀ فعال معینی بیان میشود و بیان آن برای فعالیت طبیعی یاخته ضروری است متـ . ژن نهادی constitutive gene
جانورشناسلغتنامه دهخداجانورشناس . [ ن َ / ن ِ / ن ْ وَ ش ِ ] (نف مرکب ) حیوان شناس . آنکه درباره ٔ جانوران تحقیق و تتبع دارد. رجوع به جانورشناسی شود.
جانورشناسیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ] جانورشناسی، حیوانشناسی، انگلشناسی آناتومی پرندهشناسی، اورنیتولوژی تاکسیدرمی
جانورشناسیفرهنگ انتشارات معین( ~. شِ) (حامص .) علمی که موجودات زندة حیوانی رامورد مطالعه قرار می دهد، معرفة الحیوان .
جانورشناسیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهعلمی که به مطالعه و تحقیق دربارۀ محل زیست جانوران، اعضا، و چگونگی زندگی آنان میپردازد؛ حیوانشناسی؛ معرفةالحیوان.
جانورشناسیzoologyواژههای مصوب فرهنگستانشاخهای از علم زیستشناسی که در آن سلسلۀ جانوری شامل همۀ جانوران زنده و منقرضشده ازلحاظ ساختار و رویانشناسی و تکامل و ردهبندی و رفتار و پراکنش جغرافیایی بررس