جاانداختنفرهنگ انتشارات معین(اَ تَ) (مص م .) 1 - رختخواب انداختن . 2 - استخوان جابه جا شده را در جای خود قرار دادن . 3 - از قلم انداختن ، چیزی را فراموش کردن .
انداختندیکشنری فارسی به انگلیسیcast, chop, clap, cut, drop, hew, launch, palm off, pelt, pitch, plump, precipitate, send, shine, shy, throw, thrust, toss, tumble