الدلغتنامه دهخداالد. [ اَ ل َدد ] (ع ص ) شتر درازگردن . (منتهی الارب ). شتری که اخدع (رگ گردن ) او دراز باشد. (از اقرب الموارد). || سخت خصومت . (مهذب الاسماء) (مصادر زوزنی ) (ت
کالدلغتنامه دهخداکالد. [ ل ِ ] (ع ص ) گردآورنده ٔ چیزی بر روی هم . (از اقرب الموارد). || ذیح کالد؛ خوشه ٔ کهن و قدیم . (ناظم الاطباء). خوشه ٔ قدیم . (اقرب الموارد).
والدلغتنامه دهخداوالد. [ ل ِ ] (ع ص ، اِ) پدر. (فرهنگ نظام ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (مهذب الاسماء) (المنجد). بابا. اب . باب : آن خاک هست والد و گل باشدش