جاجةلغتنامه دهخداجاجة. [ ج َ ] (ع اِ) مهره ٔ بی قیمت فرومایه . (منتهی الارب ). خرمهره . (مهذب الاسماء). ج ، جاجات .
جواةلغتنامه دهخداجواة. [ ج َ ] (ع اِ) غلاف دیگ . (منتهی الارب ). چیزی که دیگ بر روی آن نهند. رجوع به جواء و جیاء و جیاءة و جیاوة شود.
جوجاةلغتنامه دهخداجوجاة. [ ج َ ] (ع مص ) جوجو گفتن شتران را. (اقرب الموارد). آواز دادن شتران . رجوع به جوجو شود. آواز دادن شتران را، و اصل آن جَوْجَوة است . (منتهی الارب ).
کوکاةلغتنامه دهخداکوکاة. [ ک َ ] (ع ص ) پست بالا. (منتهی الارب ). کوتاه بالا. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تغییرنگاشتvariogramواژههای مصوب فرهنگستاندر زمینآمار، نموداری که تغییرات میانگین تفاضل مقدارهای یک فرایند تصادفی را در دو نقطۀ به فاصلۀ h از هم برحسب h نشان دهد
حلقۀ عملگرهاring of operatorsواژههای مصوب فرهنگستانزیر جبر A از جبر (H) Bاز عملگرهای خطی کراندار بر روی یک فضای هیلبرت مختلط، بهطوریکه عملگر الحاقی هر عنصر A خود متعلق به A باشد و A در توپولوژی عملگری قوی در
هافرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنام حرف «ه». های بیان حرکت: حرف «ه» که در آخر کلمات درمیآید و بهصورت e های ملفوظ: حرف «ه» که در اول، وسط و آخر کلمه میآید و بهصورت h
بهنجارسازnormalizerواژههای مصوب فرهنگستانبرای زیرمجموعهای مفروض مانند H از یک گروه، زیرگروه متشکل از همۀ عنصرهایی مانند g از گروه که g-1Hg=H متـ . نرمالساز