جلدلغتنامه دهخداجلد. [ ج َ ] (ص ) تیز و شتاب . بدین معنی مشترک است در عربی و فارسی . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). زبر و زرنگ . چُست . چابک . چالاک . فرز. تند. قچاق . قپچاق . سبک
جلدفرهنگ مترادف و متضادبهتعجیل، تند، تندوتیز، تندی، جلید، چابک، چالاک، چست، زرنگی، زرنگ، سریع، شتابناک، فرز ≠ کند
جلدکلغتنامه دهخداجلدک . [ ] (اِخ ) دهی دو فرسخ کمتر مشرقی کلیلک است . || شمال دریاچه ٔ باختگان . (از یادداشت های دهخدا). رجوع به مرآت البلدان ج 4 ص 255 شود.
جلدکلغتنامه دهخداجلدک . [ ] (اِخ ) از مزارع و قرای میان ولایت مشهد مقدس و مسافت آن تا شهر دو فرسنگ . (مرآت البلدان ج 4 ص 255).
جلدکلغتنامه دهخداجلدک . [ ج َ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سربیزان بخش زرقان ، واقع در 94هزارگزی شمال خاور زرقان و سه هزارگزی شوسه ٔ شیراز به اصفهان . این ده در جلگه قرار گرفته