جلنارلغتنامه دهخداجلنار. [ ج ُل ْ ل َ ] (معرب ، اِ) گل انار. معرب گلنار است و یکی آن جلنارة است . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
گلنارلغتنامه دهخداگلنار. [ گ ُ ] (اِخ ) نام کنیزکی ازکنیزان اردوان اشکانی . (از فهرست ولف ) : که گلنار بد نام آن ماهروی نگاری پر از گوهر و رنگ و بوی . فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ص
گلنارلغتنامه دهخداگلنار. [ گ ُ ] (اِ مرکب ) (از: گل + نار =انار). معرب آن جلنار است . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). گل انار. (برهان ). شکوفه و گل انار است که درسرخی رنگ بی نظیر ا
گلنارفرهنگ نامها(تلفظ: gol nār) گل درخت انار که سرخ رنگ است به ویژه گل انار وحشی که مصرف دارویی دارد ؛ (در اعلام) از نامهای زنان در شاهنامه .