جلافةلغتنامه دهخداجلافة. [ ج َ ف َ ] (ع مص ) درشت خوی و گول گردیدن . (منتهی الارب ). جلف شدن . (ذیل اقرب الموارد از لسان ). رجوع به جَلَف و جلافت شود.
ستةآلافلغتنامه دهخداستةآلاف . [ س ِت ْ ت َ ت ُ ] (ع عدد مرکب ، ص مرکب ، اِ مرکب ) ششهزار. (مهذب الاسماء).