جلاقةلغتنامه دهخداجلاقة. [ ج ُ ق َ ] (ع اِ) جراقة. (اقرب الموارد): ماعلیه جلاقة لحم ؛ یعنی نیست بر وی چیزی ازگوشت . یعنی لاغر است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
لاحول و لاقوة الابالغتنامه دهخدالاحول و لاقوةالابا. [ ح َ ل َ وَ ق ُوْ وَ ت َ اِل ْ لا بِل ْ لاه ] (ع جمله ٔ اسمیه ) یعنی نیست نیرو و قوّتی مگر خدای تعالی را. گاه در مقام اعتراض و نشان دادن عد
جلاقلغتنامه دهخداجلاق . [ ج َل ْ لا ] (ع ص ) آنکه جلق می زده باشد. (آنندراج ). جلق زننده و استمنأکننده . (ناظم الاطباء) : هوای ...ن دگر افتاد بر سرم آن به که شب برغم ...س از ذو
چلاقلغتنامه دهخداچلاق . [ چ ُ ] (ترکی ، ص ) آدمی شل . (آنندراج ). چلاغ . در ترکی «چولاق » به معنی دست شکسته است . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). ترکی است ، به معنی اشل و اعوج و ک