جلادرانلغتنامه دهخداجلادران . [ ج َ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قهاب بخش حومه ٔ شهرستان اصفهان واقع در 19هزارگزی خاور اصفهان و سه هزارگزی شمال اصفهان به یزد. موقع جغرافیایی آن جل
لاترانلغتنامه دهخدالاتران . (اخ ) پاله دو. نام قصری باستانی از دوره ٔ روم قدیم و آنجا مدت ده قرن مقر پاپ هابود. کلیسای سن ژان دلاتران در جوار قصر مزبور به امر قسطنطین در سال 324 م
لادخانلغتنامه دهخدالادخان . (اِخ ) نام غلام ِ حسن خان میواتی که خواجه ٔ خود را پس از انهزام از لشکر ظهیرالدین بابر بکشت و در چاه افکند. (تاریخ شاهی ص 118).
لادرازیلغتنامه دهخدالادرازی . [ دِ ] (اِخ ) دهی از دهستان تَرکَه دِز بخش مسجدسلیمان ، شهرستان اهواز، واقع در 15 هزارگزی شمال باختری مسجدسلیمان دارای 120 تن سکنه . محصول آن غلات و ر
لاراندیانلغتنامه دهخدالاراندیان . (اِخ ) نام مردم شهری در پیدیّه که به دست پردیکاس جانشین اسکندر ویران شد و از بیخ و بن برافتاد و تمام مردم کارآمد آن به دست وی از دم شمشیر گذشتند و د