جلبیلغتنامه دهخداجلبی . [ ج َ ل َ ] (حامص ) بدکارگی زن و کودک : جلب کشی و همه خان ومانت پرجلب است بدی جلب کش و کرده به کودکی جلبی . عسجدی (دیوان ص 36).دُسفة؛ زن جلبی و قلتبانی .
جلبیلغتنامه دهخداجلبی . [ ج َ با ] (ع اِ) ج ِ جلیب . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به جلیب شود.
چلبیلغتنامه دهخداچلبی . [ چ َ ل َ ] (اِخ ) (سلطان محمد) فرزند یلدیرم بایزیدخان بن مرادخان بن اورخان بن عثمان خان غازی . وی از پادشاهان بزرگ عثمانی بوده و پس ازاستیلای تیمور با پ
چلبیلغتنامه دهخداچلبی . [ چ َ ل َ ] (اِخ ) (علی پاشا) فرزند احمدپاشا بیگلربیگی تونس . وی در زمان سلطنت سلطان عثمان ثانی به صدارت عظمی رسیده و در زمان سلطان احمدخان (1026 هَ . ق