ارزش آتیfuture value, FVواژههای مصوب فرهنگستانارزش یک سرمایهگذاری با نرخ ثابت بازدهی در یک زمان مشخص در آینده
جبروتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. عظمت؛ بزرگی.۲. (تصوف) عالَمی که مجرد از ماده، صورت، و زمان است؛ عالم قدرت و عظمت الهی.۳. قدرت و سلطۀ همراه با سربلندی.
گوبروتلغتنامه دهخداگوبروت . [ گ َ / گُو ب ُ ] (ص مرکب ) گاوریش . احمق . (یادداشت مؤلف ) : بکوفتم دری از خام قلتبانی بازبه گوبروتی باز ایدر آمدم از در.مسعودسعد.
بروتلغتنامه دهخدابروت . [ ب ُ ] (اِ) سبلت یعنی موی لب . (غیاث ). مجموع مویهای لب برین . شارب . (بحر الجواهر). دَرَز. سِبا. سِبالة. سبلتان . سبلة. سبیل . سَودَل . شارب : تیز در ر
برگتلغتنامه دهخدابرگت . [ ب َ گ َ ](از هندی و اردو، اِ) انجیر معابد، که نوعی گیاه است . (فرهنگ فارسی معین ). لِوَر. و رجوع به لور شود.